تبليغاتX
ایران نامه هر سال، سال کوروش بزرگ
در طی هفته گذشته دو خبر تو بورس بود یکی افشا گری های عباس پالیزدار و دیگری ماجرایی که در دانشگاه زنجان اتفاق افتاده بود که موضوعش ارتباط جنسی معاون دانشگاه با یکی از دختران و مچگیری  دانشجویان از استاد مربوطه (رابطه استاد و دانشجوهای این دوره به کجا ها که نکشیده!). وارد جزئیات نمی شم چون مطمئنآ کسانی که پیگیر اخبار هستند در جریان ماوقع هستند.

 وجه اشتراکات این دو خبر در کلمه فساد بود یکی از فساد مالی گسترده در شخصیت ها خبر میداد و دیگری از فساد اخلاقی دامنگیر اجتماع کنونی که هر روز بگونه ای رخ می نماید و همه اینها ناشی از رخت بستن ایمان و اعتقاد واقعی و نیز اصول مسلم اخلاقی از میان  جامعه باصطلاح دینی کنونی ما می باشد،جامعه ای که بجای همه اینها ریا و تزویر مبنای عمل شهروندانش قرار گرفته و این بی ایمانی کم کم در حال ریشه دواندن در جامعه است،وقتی مردمانانی که در قاعده هرم قرار دارند الگو های خود را می بینند که غرق در فساد و تباهی هستند،دیگر از انان چه انتظاری می توان داشت. 

مشابه اتفاقی که در دانشگاه زنجان رخ داده اگر در یک کشور غربی و یا شرقی (که بر طبق دینمان ما ا نها را کافر میدانیم ) رخ دهد شدیدترین برخورد با فرد خاطی صورت میگرفت،اما در کشور ما نه تنها کاری انجام نمی شود که پی امد ان ایجاد تشنج است بلکه روزنامه مدعی دین مداری کیهان هم در دفاع از فرد خاطی بر امده و مدعی توطئه چینی استکبار برای ان استاد نما می گردد! 

حکایت ما شده ان کسی که از در دروازه داخل نمی شد اما از انتهای سوزن می خواست داخل شود چرا که برای بیرون بودن موی سر دختران یا فرم لباس جوانان و یا بخاطر یک دوستی ساده بین دختر و پسر جوان یا بهتره که ساده تر بگویم برای یک دستمال قیصریه را اتش می زنیم اما از کثیف ترین کارها بی محابا چشم پوشی میکنیم.(نگاه کنید که چه رفتاری با ان فرمانده انتظامی فاسد الاخلاق شد) نکند گناه و فساد هم خودی و غیر خودی پیدا کرده است؟؟!! 

و اما درباره انچه عباس پالیزدار گفت قضاوت نهایی را به شنوندگانش واگذار میکنم اما بازتاب این افشاگری در داخل چندان زیاد نبود،چرا که همانطور که در سرمقاله روزنامه کارگزاران پنجشنبه گذشته هم به ان اشاره شده بود،گوش مردم ایران پر از این حرفها است و برای شهروندان ایرانی چندان تازگی نداشت!! (جای تاسف دارد)

به نظر من عمق تراژدی قضیه در همین نکته نهفته است.چرا  اینقدر بی تفاوتی و بیهودگی در جامعه موج میزند و اما بالعکس صدای ان در خارج از کشور تا دور ترین نقاط رسید!در هر کجای دیگر چنین حدی از راز گشایی انجام می شد مطمئنآ به استعفای مقامات مورد نظر و تشکیل یک کمیته حقیقت یاب می انجامید اما در کشور ما فرد افشاگر را به زندان انداختند و برایش پرونده ساختند اخر یکی هم پیدا نشد که سئوال کند تا دیروز که این اقا سرش به کار خودش بود و مطلبی را نگفته بود خبری از بدهی که به بانک ملت داشت نبود،اما همچین که زبان درازی کرد یاد بدهیش افتادید!

به هر حال کاسه ابی ریخت و بازگشتی از برای اب رفته بجوی در کار نیست.

+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 16:35 |
خبر این بود: " یک زن مسلمان موفق شد تا کار خود را بعنوان گوینده با حجاب اسلامی در تلویزیون سوئد اغاز کند."

این خبر موجب هیجان زدگی یک نشریه داخلی شده بود و انرا با اب و تاب فراوان ذکر کرده بود.البته جای خوشبختی است که خانم نادیا گابریل فلسطینی الاصل توانسته  با ازادی انتخاب پوشش به چنین جایگاهی برسد اما این خبر پیش از انکه دلیلی بر محبوبیت حجاب باشد (دلیل هیجان زدگی  نشریه موردنظر ) بیشتر حکایت برازادی و دموکراسی و رعایت حقوق اقلیت ها و دگراندیشان جامعه و ازادی نوع تفکر و پوشش به شرط عدم مغایرت ان با مصالح کلی اجتماع در ان کشور غربی دارد. ای کاش بجای انحراف اذهان و تحمیق انها سعی در بسط و توسعه چنین فرهنگی در جامعه خود می نمودیم. 

+ نوشته شده توسط ارمان در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 16:30 |
 

" ازادی مطبوعات می تواند خوب یا بد باشد اما بدون

ازادی هیچ چیز در جامعه خوب نیست. "

                                                                                  البرکامو

+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 13:54 |
      

زن : عزیزم کجا داری میری؟

شوهر: میرم میوه تره بار محل رئیس جمهور شاید اونجا برنج ۱۰۰۰ تومنی پیدا کنیم!

+ نوشته شده توسط ارمان در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 10:14 |
  

این عکس ها از راهپیمایی اعتراضی به مناسبت شصتمین سال تاسیس حکومت یهود که مترادف با اشغال فلسطین می باشد است.

و اما بعد....

" قابل توجه دختر خانم های بد حجاب - کم حجاب واحیانا پاچه کوتاه ها از این به بعد می توانید بدون دغدغه از مواجهه با گشت های ارشاد وترس از دستگیری و اخذ تعهد وتشکیل پرونده در مراسمات مشابه حضوری پرشور به هم رسانید ما روزی ارام وشاد را برای شما عزیزان تضمین می کنیم."

حقیقتش وقتی این عکس ها را دیدم خندم گرفت چون همین دختر خانمهایی که در عکس ها مشاهده می کنید اگر دوتا خیابان انطرف تر و در میان این جمعیت نبودند هنگام عبور از کنار گشتهای ارشاد بازداشت شده وبه انها تذکر شدید داده می شد! به هر حال به نظر می رسد که هدف توجیه کننده وسیله است.

+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:41 |
و اما.... و اما من از دیدن اثار برجای مانده از تخت جمشید احساس غرور و افتخار می کنم،به گذشته دور اما پر افتخار و سربلند سرزمین خویش می بالم ،به ایرانی بودن خودم مباهات می کنم،نور امید در دلم شعله می گیرد و اندکی به اینده این مرز و بوم کهن و گرفتار در چنبره ضحاکیان امیدوارم می شوم چرا که این سرزمین و ساکنان اصیل و واقعیش ریشه در تاریخ دارند و زمستان سیاه و سختی که گرفتار ان شده اند را همانطور که سایر زمستان های بی شمار را با رو سفیدی پشت سر نهادند به بهاری سبز و دل انگیز وا خواهند نهاد،اری،به تک تک سندهای هویت خویش که از گذشته باقی مانده با سربلندی افتخار میکنم به همانها که نورش شب پرستان را کور و خشمگین می کند و اما از مشاهده کج راهه رفتن ها، تحجر و واپسگرایی ها، بی وطنی و وطن فروشی، اثار جهل و سیاهی که در جای،جای این سرزمین اهورایی پراکنده شده، جهالت امت،بی سوادی و حماقت گله وار،دروغ و فریبکاری،بت پرستی نوین ، پراکندن مرگ و خشونت در دنیا، وعده های پوشالی و هزاران درد و اندوه جانکاه دیگر که بیان بی پرده انها ممکن نیست،احساس خشم و نفرت می کنم و از انکه مرا بعنوان یک ایرانی در دنیای کنونی با ابن تصویر زشت و نفرت انگیز می بینند احساس شرمساری می کنم و می گویم ای کاش ایرانی نبودم. 

           

+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:5 |
     

روز ده اردیبهشت روز ملی خلیج فارس بود.البته جای تعجب دارد که چنین روزی توسط حکومتی که بیشترین خدمت را به توسعه و ابادانی  شیخ نشین کوچک و ۳۷ ساله امارات متحده عربی انجام داده است در تقویم رسمی کشور ما گنجانده است!!(۱) البته انهم حتما در جهت فرا فکنی که خسیسه رایج حکومتگران می باشد. به حال بگذریم...جای خوشوقتی بود که تجمعی هرچند کم تعداد اما خود جوش در اعتراض به زیاده خواهی های شیوخ عرب خلیج همیشه فارس امسال برگزار گردید. در این میان اسباب تاسف و شرمندگی هایی نیز وجود داشت: یکی اینکه در تهران۷ - ۸ میلیونی فقط ۵۰۰ نفر غیرت به خرج دادند و برای دفاع از هویت خود و تمامیت ارضی و رد ادعا های واهی شیخ نشین امارت نسبت به نام خلیج فارس و جزایر سه گانه کشورمان در مقابل سفارت ان حضور پیدا کردند؟

دوم اینکه چرا رسانه ملی در خبرهایش از چنین تجمعی تصویر و خبر پخش نکرد؟ حتما تجمع باید دولتی و هدایت شده باشد تا در خبرها بیاید؟مگر این ایرانیان ازاده چه می گفتند که باید مورد بایکوت قرار می گرفتند؟

سوم هم عملکرد تاسف انگیز گروه های فشار و ضد شورش بود که به نظر پلیس امارت متحده بودند تا پلیس ایران!! 

  


(۱) وجود بیش از ۴۰۰۰ شرکت ایرانی در این شیخ نشین و سرازیر شدن سرمایه های انسانی و مالی ایران به انجا و سیاست های که موجب چنین وضعیتی گردیده تاییدی بر مدعای فوق می باشد

+ نوشته شده توسط ارمان در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:18 |