وجه اشتراکات این دو خبر در کلمه فساد بود یکی از فساد مالی گسترده در شخصیت ها خبر میداد و دیگری از فساد اخلاقی دامنگیر اجتماع کنونی که هر روز بگونه ای رخ می نماید و همه اینها ناشی از رخت بستن ایمان و اعتقاد واقعی و نیز اصول مسلم اخلاقی از میان جامعه باصطلاح دینی کنونی ما می باشد،جامعه ای که بجای همه اینها ریا و تزویر مبنای عمل شهروندانش قرار گرفته و این بی ایمانی کم کم در حال ریشه دواندن در جامعه است،وقتی مردمانانی که در قاعده هرم قرار دارند الگو های خود را می بینند که غرق در فساد و تباهی هستند،دیگر از انان چه انتظاری می توان داشت.
مشابه اتفاقی که در دانشگاه زنجان رخ داده اگر در یک کشور غربی و یا شرقی (که بر طبق دینمان ما ا نها را کافر میدانیم ) رخ دهد شدیدترین برخورد با فرد خاطی صورت میگرفت،اما در کشور ما نه تنها کاری انجام نمی شود که پی امد ان ایجاد تشنج است بلکه روزنامه مدعی دین مداری کیهان هم در دفاع از فرد خاطی بر امده و مدعی توطئه چینی استکبار برای ان استاد نما می گردد!
حکایت ما شده ان کسی که از در دروازه داخل نمی شد اما از انتهای سوزن می خواست داخل شود چرا که برای بیرون بودن موی سر دختران یا فرم لباس جوانان و یا بخاطر یک دوستی ساده بین دختر و پسر جوان یا بهتره که ساده تر بگویم برای یک دستمال قیصریه را اتش می زنیم اما از کثیف ترین کارها بی محابا چشم پوشی میکنیم.(نگاه کنید که چه رفتاری با ان فرمانده انتظامی فاسد الاخلاق شد) نکند گناه و فساد هم خودی و غیر خودی پیدا کرده است؟؟!!
و اما درباره انچه عباس پالیزدار گفت قضاوت نهایی را به شنوندگانش واگذار میکنم اما بازتاب این افشاگری در داخل چندان زیاد نبود،چرا که همانطور که در سرمقاله روزنامه کارگزاران پنجشنبه گذشته هم به ان اشاره شده بود،گوش مردم ایران پر از این حرفها است و برای شهروندان ایرانی چندان تازگی نداشت!! (جای تاسف دارد)
به نظر من عمق تراژدی قضیه در همین نکته نهفته است.چرا اینقدر بی تفاوتی و بیهودگی در جامعه موج میزند و اما بالعکس صدای ان در خارج از کشور تا دور ترین نقاط رسید!در هر کجای دیگر چنین حدی از راز گشایی انجام می شد مطمئنآ به استعفای مقامات مورد نظر و تشکیل یک کمیته حقیقت یاب می انجامید اما در کشور ما فرد افشاگر را به زندان انداختند و برایش پرونده ساختند اخر یکی هم پیدا نشد که سئوال کند تا دیروز که این اقا سرش به کار خودش بود و مطلبی را نگفته بود خبری از بدهی که به بانک ملت داشت نبود،اما همچین که زبان درازی کرد یاد بدهیش افتادید!
به هر حال کاسه ابی ریخت و بازگشتی از برای اب رفته بجوی در کار نیست.


خبر این بود: " یک زن مسلمان موفق شد تا کار خود را بعنوان گوینده با حجاب اسلامی در تلویزیون سوئد اغاز کند."
