تبليغاتX
قاب مجازی هر سال، سال کوروش بزرگ
     

 در جریان برگزاری یکی از نمایشگاه های دستاورد های نیروی انتظامی گویا انجام حرکات رزمی نمایشی که در ان بین زن و مرد رزمی کار تماس بوجود امده بود موجب صدور دستور از سوی فرمانده کل نیروی انتظامی جهت تنبیه و مجازات عناصر خاطی و دخیل در ماجرا گردید! بدون هیچ تفسیر اضافی این رویداد را با مثلا اتفاقاتی که در کهریزک در جریان وقایع خرداد ماه  گذشته رخداد ـ مقایسه کنید.

تو این همه خبر مهم که در کشور و جهان اتفاق میافتد این خبر هم چشم ما را گرفت!


 اصل خبر: صفحه ۵ روزنامه همشهری ۲۰ مهر۱۳۸۷     عکس: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 19:30 |
            

مطمئنا نماز جمعه این هفته تهران از متفاوتترین های انها بود چون همیشه عده ای خاص در ان شرکت می کردند و اینبار علاوه بر مشتری های همیشگیش تعداد زیادی از خس و خاشاک یا همان معترضان به نتایج انتخابات هم شرکت کرده بودند!  راستی برام جالب بود در پخش خطبه های نماز جمعه که جمعه شب از تلویزیون (شبکه ۱ سیما)  پخش شد بطور نمونه ان قسمت از صحبت اقای هاشمی رفسنجانی  که از وقت اضافی ۵ روزه شورای نگهبان صحبت کرد و گفت:  که نمی خواهم بگویم مقصر از دست رفتن این فرصت که بود - همین تکه حذف شده بود ( بگویید سانسور) من خودم با گوشم از رادیو (پخش مستقیم) انرا شنیده بودم. حالا حذفیات دیگری هم داشت نمی دانم!! چون از عصبانیت کانال را عوض کردم.

خوب برسیم به عکسمون که از نمازجمعه این هفته تهران گرفته شده است . نکته که اول از همه جلب توجه می کند ـ خانم نمازگزار با مانتوی و روبنده سبز به همراه چادر مشکی و مرد جوان با مچبند و سربند سبز می باشد که به عکس حال و هوای ویژه ای داده است.نکته جالب دیگه ای هم در این عکس هست که شاید در نگاه اول تحت شعاع اینکه این خانم و اقا از طرفداران مهندس موسوی هستند قرار گرفته باشد ـ ان است که یک جور ساختارشکنی در ان دیده می شود !  خانم در صف اقایان و در کنار یک مرد و مردان دیگر در پشت سر او مشغول نماز هستند. عکاس این عکس ـ عکس دیگری هم از این صحنه در بخش عکس های خبری خبرگزاری فارس قرار داده ـ که این موضوع اخر را در ان با وضوح بیشتری دیده می شود ـ به هر حال زیبا است.

پی نوشت:


یکی از خوانندگان عزیز نظری داده بودند که جالب بود و بد ندانستم بقیه بازدید کنندگان هم از ان استفاده کنند:

نظر:

یک) نماز اگر به نیتی غیر از انجام فرمان خدا خوانده شود باطل است!

دو) انگار طرفداران جناب موسوی خیلی دوست دارند که این عبارت خس و خاشاک روی آنها بماند! خیلی هم خوب است. مبارکه!


اقا جواد گل
نمی دانم ایا شما همان دوست قدیم وبلاگی من هستی یا یک اقا جواد جدید! به هر حال از اینکه نظر خودت را اعلام کردی ممنون.
گفتید: "نماز اگر به نیتی غیر از انجام فرمان خدا خوانده شود باطل است! " (؟)
کدام فرمان خدا ؟
خدا فرمان های زیادی دارد ؟
اعتراض و مقابله با ظالم هم از فرمان های الهی است.
شاید هم منظورتان این است که نماز عبادت واجبی است که همراه با قصد قربت باید بجا اورده شود.
ایا همه کسانی که در نماز جمعه های قبلی به دانشگاه تهران می رفتند (مشتری های همیشگی) همه نیت خالص داشتند؟ یا یک سری منافع مادی و دنیوی خاص بعضی از انان را وادار به ریا و حضور در نمازجمعه می کرد.من فکر می کنم جز عده معدودی از انان که انسان های دینداری هستن بقیه ریاکار هستند.پس صد رحمت به اینانی که این جمعه برای بیان عقیده خود به نماز جمعه رفتند.
بعد هم نماز جمعه فقط بعد عبادی ندارد بلکه مکانی است که در ان مومنان با یکدیگر دیدار و مسائل و مشکلات دامنگیر جامعه اسلامی در ان مطرح و بررسی می شود. خوب معترضان هم که جایی برای بیان دیدگاه های خودشان نداشته اند مثلا حق برگزاری تجمع یا شرکت در برنامه های تلویزیونی یا رادیویی و یا روزنامه های ازاد که بتوانند در ان دیدگاه های خود را مطرح کنند ندارند پس ناچار به شیوه اعصار گذشته که وسایل ارتباط جمعی و مدرن وجود نداشت از این فرصتی که در مذهب برای مطرح کردن مسائل جامعه در نظر گرفته شده استفاده کردند.


+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 و ساعت 0:8 |
 سخنگوي محترم شوراي نگهبان (اقای کدخدایی) هشدار داد :  

اگر تخريب و توهين‌هاي احتمالي كانديداها و طرفداران آنها سرنوشت انتخابات را تحت تاثير قرار دهد احتمالاً شوراي نگهبان تصميماتي براي ابطال حوزه‌هاي انتخابيه اتخاذ كند.(خبرگزاری فارس)

 مگر این سخن بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی  رحمته الله علیه نیست؟

 " میزان رای مردم است. "

اما گو یا بعضی آنرا فراموش نموده اند و سخنانی می گوید که مردم را صغیر فرض کرده و بر خود واجب میدانند تا احیانا در صورت شکست کاندیدای محبوب خود با ابطال آراء نتیجه را به نفع خود تغییر دهند! یعنی مردم ما اینقدر احساساتی هستند که فریب سخنان بدخواهان را بخورند و با احساسشان رای بدهند.آیا مردم فقط وقتی فهیم و هوشمندند که در راهپیمایی ها شرکت می کنند و در زمان های دیگر نیاز به قیم دارند. به نظر من لازم نیست کسی دست به تخریب کسی بزند اگر نگاهی به وضع کشور - مردم و اوضاع اقتصادی و اجتماعی ان بیاندازیم و از درون اتاق هایی که ما را از واقعیات دور کرده بیرون بیاییم و اخبار و امارهای دروغین را که باور خودمان شده کنار بگذاریم مطمئنا منتقدان را تخر یبچی نمی پنداریم.

وقتی خبر فوق را که خواندم قدری امیدوار شدم! چونکه فکر می کردم رقبای اقای احمدی نژاد قادر به شکست او به واسطه این مطلب که ایران فقط تهران نیست نخواهند بود و حتما ایشان چهار سال دیگر سکان اداره امور اجرایی را برعهده دارند. اما سخن اقای کدخدایی نشان از قدرت بالای رقبای اقای رئیس جمهور در پهنه ایران زمین و احتمال باخت ایشان در این انتخابات می باشد . این سخن چیزی جز  پذیرش پیشاپیش شکست نیست.


درضمن مناظره امروز ( دکتر احمدی نژاد - مهندس موسوی) باید دیدنی باشد!! و اما من هنوز تصمیم نگرفته ام باید به کی رای بدهم!!


+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 13:0 |

 عکس از اقای حجت سپهوند

+ نوشته شده توسط ارمان در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:3 |
 

تصور عمومی ما این است که پای اروپائیان به ایران از دوره صفویه باز شد اما در جلد پنجم کتاب تاریخ ایران چاپ دانشگاه کمبریج در انگلستان امده است که درقرن هشتم یعنی تقریبا دویست سال قبل از صفویه اروپاییان راه ایران را پیدا کرده بودند.

در ان زمان شهر کرمان بعلت زیاد بودن تجارتخانه های اروپایی جلوه ویژه ای داشته است یا در دوره اق قوینلو شهر تبریز از چنین ویژگی برخوردار بوده است.

در دوره صفوی بغیر از تجار و کاوشگران - هنرمندانی نیز به ایران امده اند که اثاری از خود بجا گذاشته اند. سه اروپایی تصویر شاه عباس صفوی را کشیده اند که یکی از ان نقاشی ها - تصویری است که در سال ۹۷۷ (ه.ش) که برابر با ۱۵۹۸ میلادی از او بر روی چوب نقاشی شده است. تصویر فوق همان نقاشی  است و  افریننده ان مشخص نیست و نسبت به ۲ اثر دیگر از مشهوریت کمتری برخوردار است.

 نقاشی فوق پیش از انقلاب اسلامی در کلکسیون یک ایرانی بنام اقای حسین داودی قرار داشته است.

+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 13:0 |
                  

امروز که مصادف با تولد حضرت معصومه (س) است  بهانه ای گردیده که در ایران روز دختر نامند.این روز به همه دختر خانم های خوب ایرانی مبارک باشد.

 عکس فوق یک سپاهی دانش (نهضت سواد اموزی فعلی! )  پیش از انقلاب اسلامی را در حال اموزش به روستاییان نشان می دهد .عکس بدون هیچ قضاوتی برام جالب بود برای همین انتخابش کردم .

از گذشته های دور که بگذریم بدون شک بیش از نیمی از جمعیت کنونی کشور را بانوان و دختران تشکیل می دهند (شاید هم بیشتر) که علی رغم دیدگاههای تنگ نظرانه و محدودیت ها ی مختلف که بعضی را خوش نمی اید اما از  سایه خارج گردیده (البته این امر در شهر های بزرگ متجلیتر و در شهرستان ها و روستاها کمتر) و توانایی های فکری و جسمی خود را بروز داده و بیش از هر زمان دیگری بدنبال حق و حقوق خود حتی با وجود مخالفت هاست و انرا به طروق مختلف  حتی بشکل مقاومت منفی مطالبه می کند.نکته جالب در این میان حضور دختران و زنان سنتی در کنار هم جنسان مدرن ترشان می باشد که امیدبخش اینده می باشد. 

اما ایا دختران کنونی قادرند  نقش اساسی خود در اینده کشور را برعهده بگیرند؟

+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 19:49 |
 

وای برجامعه اینده که کودک امروز و مادر فردای ان در این سن بجای بازی با عروسک یا هر اسباب بازی مناسب سنش اینگونه و بصورت غیر مستقیم با الت قتاله بدون اینکه از قدرت تشخیص درستی برخوردار باشد اشنا می شود.

+ نوشته شده توسط ارمان در سه شنبه سی ام مهر 1387 و ساعت 18:37 |
چندروز پیش سالگرد حمله تروریستی ۱۱سپتامبر بود به این بهانه این عکس را که مربوط به سال ۱۹۷۲ است به همراه نوشته اش براتون قرار میدم.            

                   

         

+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 15:17 |
     

 هرچند مسابقات ووشو در المپیک پکن نمایشی و غیر رسمی بود اما بانوان ایرانی افتخار افریدند (زهرا کریمی مدال طلا و فرزانه دهقان صاحب مدال برنز شد)

+ نوشته شده توسط ارمان در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 23:21 |
             

                              (دايانا مندوزا  ـ ملکه زیبایی جهان و کشورش ونزوئلا )  

+ نوشته شده توسط ارمان در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 10:59 |
           

+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 11:2 |
         

نقل است که کشوری وارد جنگی شد نخست وزیر به پادشاه گفت : به هزار و یک دلیل قادر به جنگیدن نیستیم . پادشاه گفت : اگر هزار و یک دلیل را یک به یک نگویی ، اعدامت میکنم نخست وزیر پاسخ داد : اول آنکه توپ هایمان گلوله ندارد ....... پادشاه سخن نخست وزیر را قطع کرد و گفت : هزار دلیل دیگر را به همین یک دلیل بخشیدم !!!
 لطفا برای ننوشتن از من هزارو یک دلیل نخواهید از امروز در این وبلاگ فقط عکس خواهید دید 

+ نوشته شده توسط ارمان در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 10:42 |
      

زن : عزیزم کجا داری میری؟

شوهر: میرم میوه تره بار محل رئیس جمهور شاید اونجا برنج ۱۰۰۰ تومنی پیدا کنیم!

+ نوشته شده توسط ارمان در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 10:14 |
چندی گرفتار بودم و وقت سیر وسفر در وبلاگستان ودل ودماغ نوشتن را نداشتم.اما خدا پدر ومادر این روزهای وفات ائمه را بیامرزد که حداقل از بابت انها تعطیلی وجود دارد و در ان تعطیلات هم فرصتی برای انجام کارهای عقب افتاده و قدری به خود رسیدن !!

این چند وقت سوژه زیاد بوده از انتخابات و حواشی مربوط به ان,اوضاع واحوال وخیم معیشتی مردم تا انرژی هسته ای و قطعنامه و گزارشات  مربوط به ان و پیروزی هسته ای دستوری(!) و حواشیش .اما چون امروز روز جهانی زن است(۸ مارس) بد نیست حالا که بعد از مدتی برگشتیم موضوعات قدیمی را فاکتور بگیریم و به موضوعی با محوریت زنان بپردازم.راستی من قصد دارم از سال جدید سبک وسیاق وبلاگ را تغییر بدهم و بیشتر در ان به کاریکاتور و موضوعات با محوریت  عکسهای روز بپردازم.

چندی پیش تظاهراتی در تهران با موضوع "چادر حجاب برتر" برگزار گردید. البته تظاهرات فوق الذکر مانند سایر تظاهرات که برگزار می گردد دولتی بود! در میان عکس های ان به عکسی برخوردم که جالب بود.در عکس دختران دبیرستانی مشاهده می شوند که به تظاهرات اورده شده اند .این وسط یکی از انها که دیگه نتونسته بوده قار وقور شکمش را نادیده بگیرد با ولع مشغول خوردن ساندویچ اهدایی است.صحنه بامزه ای بوجود امده است.(یک توضیح که این مطلب طنز امیز من حمل بر بد بودن حجاب و چادر نشود بلکه عملکرد غلط در تبلیغ ان مد نظر است و من به شخصه معتقدم همه در پوشش خود ازاد هستند و هرکس حق دارد لباس دلخواه خود را با ازادی انتخاب کند. چادری, چادرش رابپوشد وبی حجاب هم لباس مناسب با شخصیت و اجتماعی که در ان زندگی می کند .)

           

یک کاریکاتور هم دارم و ان کاری از نیک اهنگ کوثر می باشد که اینده نظارت استصوابی را پیش بینی می کند .به عقیده نیک اهنک نظارت استصوابی در اینده بر رای دهندگان هم اعمال میگردد!! البته اینجور که جلو می رویم بعید نیست !

                      


در میان نظرات خوانندگان  به نظری بر خوردم که در ان اقایی بنام  موسوی (که ادرسی هم از خود نگذاشته اند) با اتکاء به یک روش قدیمی تحریک طرف مقابل و بکار گیری یک ترفند روانی و به میان کشیدن پای نزدیکان نویسنده قصد لوث کردن مطلب فوق را داشته اند.ضمن درج نظر این اقا جواب ایشان را درادامه بصورت مختصر اورده ام.

البته چندان وارد جزئیات نشدم اما همین مقدار هم به نظر من در جواب ایشان کفایت می کند:

سلام علیکم
شما که معتقد هستید هرکس با لباس خود به هرشکل باشد بتواند در جامعه ظاهر شود . به این سوال پاسخ دهید که آیا حضور بانوان با لباسهای آنچنانی و بدون حجاب مناسب غیر از خودنمایی و به نمایش گذاشتن زیبایی های زنانه است که همگان رایگان از آنها لذت ببرند ؟؟ و آیا شخص شما راضی هستید که محارمتان با پوششهای آنچنانی مردان کوچه وخیابان را دعوت به لذت بردن از زیباییهایشان بنمایند؟؟

جواب

و رحمت الله !
ببخشید عزیز مگر الان که زنان ایرانی با اینکه از پوشیده ترین زنان جهان هستند مگر نه این است که مردان کشورمان بگونه ای به زنان حتی از نوع بسیار پوشیده و چادریش نگاه می کنند که تو گویی لخت هستند؟!! پس توفیری ندارد که لخت باشند یا پوشیده, چشمها باید پاک و دلها باید صاف باشند.
این طرز نگاه به زنان جامعه و فساد دامنگیری که جامعه کنونی ما را فرا گرفته از نتایج همین تفکر مسخره که در بالا اشاره کردید است. مشکل جامعه ما این چیزها که می گویید نیست مردم ما سالیانی است که گوهری را از دست داده اند که تا انرا دوباره نجویند مشکلی از مشکلات ما حل نمی شود.


+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 19:26 |
    

برعکس خیابان های اصلی شمال شهر تهران که تا حد زیادی مشکلات ناشی از بارش برف حل گردیده است اما مردمان ساکن مناطق جنوبی شهر هنوز با مشکلات ناشی از ان دست وپنجه نرم می کنند.این عکس مربوط به کامیون گیر کرده در گل و لای وسط خیابان زندیه شرقی در یافت اباد تهران (منطقه ۱۸)  میباشد.خود عکس گویا است ونیازی به شرح و تفسیر ندارد.

+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 19:36 |
ای کاش رئیس  جمهور احمدی نژادبجای گوش دادن به سخنان کودکانه این دختر طفل معصوم شهرستانی و اجرای برنامه ای که مدتها است کالای روز دولتمردان گردیده فکری بحال همشهریان گرفتار و بستوه امده از معضل گرانی اجاره بهای منزل مسکونی می کرد و  سری به خانه چند نفر از این مستضعفین میزد!! و به درد دل انها هم گوش فرا می داد .اخه زمین ۹۹ ساله چه دردی از این مستضعفین جدید دوا میکند انهم نقاطی که نه اب دارد و نه علف ! اگر قرار بود او هم به شیوه گذشتگان عمل کند پس چرا می خواهد طوری وانمود کند که متفاوت است؟! ان طفل شهرستانی هم ایرانی است و به اندازه سایرین حق دارد که به خواسته هایش توجه شود اما ایا نباید ببینیم که اولویت اصلی کجاست؟ اکثر مردم در این شهر دود الود با چه گرفتاری هایی دست و پنجه نرم می کنند؟ رشوه و فساداداری تمامی ادارات را فراگرفته است کافی است که مشکلی اداری داشته باشی و راهت به دوایر دولتی بیفتد تا سر وگوشت را ببرند! اینها همه بخاطر چیست؟من ان کارمند را گناهکار نمیدانم،چون مجبور است از من بدزدد تا خود را تامین کند و دیگری از کس دیگر و این دور تسلسل جامعه مارا در حال در نوردیدن می باشد.

دیروز بیاد وعده های انتخاباتی رئیس جمهور افتاده بودم ! یکی از انها را که برایم از همه جالبتر بود بیاد اوردم و ان انتقال دفاتر شرکت ها و موسساتی که محل اصلی کارشان تهران نیست به نقاطی که محل فعالیتشان است، بود! اگر این وعده عملی شده بود و به دستگاه فراموشی ما ایرانیان سپرده نشده بود مطمئنآ تاثیر خوبی از خود بر جای می گذاشت بنا به دلایل گوناگون که جایش در اینجا نیست...ای کاش....و ای کاش.....       


 ما که ماندیم این خانم چرا هنگام نواخته شدن سرود جمهوری اسلامی دستاشون را مثله ادمهای وسواسی اینجوری باز کرده است!!

 

 

        

+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 13:19 |
      

این عکس را از یک وبلاگ اینگلیسی زبان که مطالب ان در مورد ایران است انتخاب کردم و تاریخ مطلب مربوط به ۳۱ اکتبر ۲۰۰۶ است .

عکس جالبی است.......بیایید چند دقیقه به انچه از دیدن این عکس در ذهنمان ایجاد می شود بیاندیشیم.شما با نظر( jadi ) منظورم نویسنده وبلاگ است موافقید؟ من میخوام انرا کاملتر کنم تا معنی ان واضح تر شود:

" می توان چادر سر کرد و ازاد بود و ازاد اندیشید و ازاد زیست"

جمله اول اگر معنی ازاد بودن به معنای ازادی اندیشه نباشد به نظرم درست نیست. یعنی کسی که چادر سر می کند ازاد نیست ؟ اینجا اگر ازادی بمعنای ازادی اندیشه باشد معنای درست پیدا می کند یعنی می توان چادر سر کرد و ازاداندیش هم بود.

یک مطلب دیگه و ان اینکه امیدوارم روزی برسد که هرکس بنا به تفکر و سلیقه و شخصیتش بتواند بدور از فشار و اجبار , ازادانه پوشش خودش را انتخاب کند(الیته در کشور ما) . به این مطلب توجه کنید:

ازادی جزء فطرت انسانها می باشد وباید ان را امری فطری تلقی نماییم زمانی که امری فطری تلقی شد دیگر جدانمودن ان از وجود انسانها امکان ندارد چرا که یکی از ویژگی های ذاتی وروحی انها به حساب می اید. به عبارت دیگر همان گونه که ویژگی های فیزیولوژیک یک انسان قابل تغییر نیست خصوصیات سایکولوژیک او هم تغییر ناپذیر است. همانطور که نمی توان بر کسی خرده گرفت که چرا قدت کوتاه است اندیشه واعتقاد او نیز جزیی از پیکر وسرشت او می باشد ونمی توان منکوب نمود.

برای حفظ امانت و دسترسی شما به اصل مطلب منبع انرا در پایان قرار داده ام:


منبع:

- برای دیدن عکس های بیشتر اینجا را کلیک کنید: wear CHADOR and be free 

- قسمت ابی رنگ را هم از وبلاگ نگار کویرکه در پیوندها موجود است انتخاب نمودم.


+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 23:5 |
        

این عکس مربوط به دیدار روز دوشنبه رئیس جمهوراحمدی نژاد از دانشگاه تهران می باشد.اما گویا روز پر هیاهویی را دانشجویان پشت سر گذاشته اند و عده ای از انها سئوالاتی از جناب رئیس جمهور داشتند که سئوالاتشان بی جواب ماند و تنها گروه خاصی که از پیش تدارک دیده شده بودند موفق به دیدار ایشان گردیدند!!!؟؟

به نوشته اعتماد ملی مورخه سه شنبه ۱۷ مهرماه محمود احمدی نژاد پس پایان صحبت هایش در میان میهمانان گلچین شده خویش به هیچ سئوالی جواب نداد و بدون توجه به منتقدانی که منتظر توضیحات او بودند با عجله دانشگاه تهران را ترک کرد.

+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 23:53 |
این پست شاید با پستهای که این چند وقت داشتم متفاوت باشد! در بین عکسهای خبری در حال جستجو بودم که به عکسهایی از مانور گردانهای الزهرا در اطراف تهران برخوردم و تصمیم گرفتم که پست این هفته را به شوخی با تصاویر اختصاص بدهم. قدری باید در کار تنوع وجود داشته باشد!!

         

        


 شرق را باز دوباره به زنجیر کشیدند و خوب اینهم حتمآ هدیه روز خبرنگار به جامعه مطبوعاتی از طرف مهرورزان بود!!!! بابا یک دفعه خیال همه را راحت کنید و فقط یک روزنامه حالا هرچی اسمشو می خواهید بگذارید، مثلآ کیهان، ایران (کیهان ثانی )، رسالت .....، بیاد بیرون چون بغیر از سه چهار روزنامه که انها هم از ترس خود سانسوری میکنند بقیه همه یک چیز می گویند ، تازه اینکار فایده دیگری هم دارد وان صرفه جویی ارزی(!) در کاغذ و  نیز دیگر عدم نیاز به سانسور و سانسورچی است!!! دیگه نیاز نیست از بیت المال به این همه ادم مواجب داده شود!!! و در اخر یک سخن از یک حکیم عرب " عدالت واقعی حتی شیطان را هم به غلط محکوم نمیکند"
+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 10:23 |
  << از ابتدای اردیبهشت ماه سال جاری شاهد اجرای طرحی بعنوان ارتقای امنیت اجتماعی از سوی نیروی انتظامی هستیم به نظر می رسد گرچه این طرح اهداف مثبت بزرگی را دارد اما بعضآ با برخی شیوه های غیر مرسوم  فضای وحشت را در جامعه ایجاد کرده است . انچه مسلم است این است که وضعیت پوشش بعضی خانم ها و اقایان در جامعه قابل دفاع نیست و قطعآ برخورد از موضع امر به معروف و توام با تشویق و تذکرات بسیار ملایم و منطقی قابل قبول است.اما انچه طی روزهای اخیر در برخورد برخی ماموران نیروی انتظامی با زنان شاهد هستیم بعضآ برخورد سلیقه ای ـ احساسی و خشن با قشر جوان است که پیش بینی می شود که نشات گرفته از یک باور غلط است و سریعآ باید اصلاح شود>>     

                            * بیژن شهباز خانی ـ عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم 

        

این عکس از برخورد ماموران مهرورز نیروی انتظامی با دختر نگون بختی در میدان هفت تیر تهران در تاریخ ۳۱/۲/۸۶ برای ترویج فرهنگ حجاب و عفاف از طریق مهر ورزی می باشد !!!! (برای اطلاعات بیشتر به پیوندهای روزانه همین وبلاگ مطلب " خورشید را چگونه به زنجیر می کشند ؟.... " مراجعه کنید) 

        

                     (؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

       

                راستی بین این عکس ها چه ارتباطی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟


* روزنامه هم میهن ۸/۳/۸۶ ص۲ (>>نگاه نماینده (ازموده را دوباره ازمودن خطاست))
+ نوشته شده توسط ارمان در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 23:20 |
                         

 عکس فوق از اخرین صحنه های مهرورزی است که این روزها در اکثر نقاط شهرهای کشورمان بخصوص تهران بزرگ در جریان است!!! ارشاد و امر به معروف مراتبی دارد که اگر رعایت نشود خود منکر است. کاش به این خواهران و اقایان انتظامی که مشغول اجرای طرح مبارزه با بد حجابی (! ) هستند قدرت تشخیص نیز در کلاسهای توجیهی اموزش داده می شد!!! 

مجددآ عکس را بادقت نگاه کنید ؟

من که مشکل خاصی در ظاهر این شهروند بی پناه  ندیدم.شما چی؟؟ از همه تاسف انگیز تر زجه های کودک بیگناه اوست.

+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:24 |
      

                سراغاز سال ۱۳۸۶ مبارک باد

+ نوشته شده توسط ارمان در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 22:54 |
        

            *  تاسوعای  و عاشورای حسینی تسلیت باد *

+ نوشته شده توسط ارمان در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 20:38 |
  

ـ خبرگزاری فارس در حالی که هنوز ساعاتی چند از پایان انتخابات نمی گذرد مدعی پیروزی اصول گرایان اصلاح طلب (!) در انتخابات شورای شهر تهران شد (!) (؟)

+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 18:42 |
          
+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 18:10 |
         

+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 21:35 |
              

 عکس فوق بهارستان و مجلس می باشد و عکس زیر مربوط به اخرین جلسه مجلس دانش اموزی و اقا پسری که در عکس می بینید هم یکی از نمایندگان مجلس دانش اموزی است و خوب ایشان مسلمآ در حال تمرین برای سیاستمدار شدن (!) و حتمآ بر داشتن گامهای مهم در اینده می باشند (!) (ما که بخیل نیستیم و امیدوارم که موفق شوند) اما چیزی که در این عکس جلب توجه می کند طرز نشتن این اقا پسر نماینده است که هر جور تصور و فکر کنیم نمی تواند طرز نشستن صحیح بر روی صندلی و نشتن در یک مجلس رسمی (!) باشد و احتمالآ ایشان از رفتار بزرگترها و دیدن نشستن انها این طرز نشستن را فرا گرفته است!!!!!!!!

             


 * برداشت دوم  ( منتخب برخی نظرات بازدیدکنندگان )                                                  ۳/۹/۸۵


 * خب شاید فکر می کنن این جوری صمیمی تره !!!!!!!

** به نظر من هر چیزی ادابی دارد و رعایت بعضی چیزها نیز از شخصیت و منش انسان نشات می گیرد اینکه ادم هر موقع هر کاری دلش خواست انجام بدهد نمی تواند درست باشد و مسلما نیز درست نیست مثلا ما با پیژامه برویم مهمانی بعد بگوییم که خوب اینجوری صمیمانه تر است!! از اینجور مثالها زیاد می توان زد اینکه در یک مجلس رسمی که برای همه میز و صندلی گذاشته اند فردی بیاید و به شیوه .... (که من دوست ندارم ان کلمه را در اینجا بکار ببرم ) کفشهایش را در اورد و به اینگونه روی صندلی بیشیند در خوشبینانه ترین حالت نشان از میزان تربیت و فهم او دارد و این اقا بهتر است اول اداب نشست و برخاست را بیاموزد بعد به دنبال نمایش دادن دموکراسی برود و بیچاره بچه هایی که این فرد با این احوالش نمایندگی انها را بر عهده دارد و وای به حال ایندگان که او می خواهد روزی نقش نمایندگی انها را بازی کند, گرچه من معتقدم که از ماست که بر ماست.

*** فکر می کنم این آقا رو قبل از اینکه بخواد وارد یه مجلس واقعه ای بشه باید مدتها آداب رسمی رفتار کردن رو بهش یاد بدهند.


+ نوشته شده توسط ارمان در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 و ساعت 17:48 |
                              

این ایده که پیوند ایرانیان در بعضی مناسبتها ی خاص با دین تحکیم می شود, در چند سال اخیر و خصوصآ در ایام محرم یا شبهای قدر بارها و بارها توسط جامعه شناسان تکرار شده است(نه این که تا قبل از این کسانی را نمی شده پیدا کنی که ناگهان عاشورا و شب قدر به یاد دین می افتند) در این سالهای اخیر  اگر با دقت به اطرافمان نگاه کنیم پسران و دخترانی را می بینیم که رفتار و اعمال و طرز زندگیشان در روزهای دیگر سال به قول بعضی ها شرعی و ارزشی نیست.در تمام سده های گذشته فراوان بوده اند نمونه هایی که فسق و فجور را در این مناسبتها به کناری می گذاشته اند, اما انچه اکنون موجب جلب توجه شده , بیشتر تضادهای سبک زندگی است. به عبارت روشنتر اینکه دارندگان سبک زندگی خاصی که به زندگی غیر مومنانه شهره هستند ناگهان در این شبها در کنار کسانی قرار می گیرند که سبک زندگی متفاوتی با انها دارند و اعمالی انجام می دهند که در فصول دیگر سال جایگاهی در زندگیشان نداشته است.من به شخصه پسرانی را می شناسم که در روزهای معمولی سال ازانجام هیچ کار ناشایستی که فکرش را بکنید کوچکترین ترسی ندارند اما در این روزها وقتی انها را می بینی چنان است که فرد دیگری هستند ؟؟!! ایا این بخاطر این است که در جامعه ای ریا زده رشد کرده اند یا اینکه به همه چیز سطحی و ظاهری نگاه می کنند؟؟؟ شاید هم علته دیگری داشته باشد؟  اینها را گفتم تا توضیح مختصری در مورد عکسها داده باشم.

             

+ نوشته شده توسط ارمان در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت 13:52 |
در مورد پست قبلی (عکس روز ......) توضیحی را ضروری می دانم ـ دوست خوبم خانم زهرا قدیانی در قسمت نظرات تذکری داده بودند و گفته بودند : " من خیلی اهل عکس و مکثم. عاشق تفسیر عکسم اما کلی حرف از این عکس دریافت نکردم ـ یه کم دریافت کردم شایدم کمتر ـ بهتر بود شما خودتون یه کم از اون کلی رو بیان می کردید. " حقیقتش من دوست داشتم اینکار را خوانندگان یا بازدیدکنندگانی که حوصله دارند ـ اینکار را انجام بدهند و اگر هم گفتم که عکس حرفهای زیادی دارد ـ نگاهم به برداشتهای مختلفی که هر فردبر اساس دیدگاهایش و همچنین نوع نگاهش ـ پس از دیدن عکس از ان می تواند داشته باشد بود و دوست داشتم که این نظرات احتمالی را در قسمت انتهای ان پست اضافه کنم و اما برداشتی که من خودم از این عکس دارم:

۱ـ اگر عکس را نگاه کنید جمعیتی را نشان می دهد که همه در حال حرکت به یک سو هستند یعنی یک کار جمعی و در این جمعیت فرد به تنهایی معنا ندارد چرا که همراه جمع شدن به معنای دسته جمعی اندیشیدن ـ دسته جمعی شعار دادن ـ دسته جمعی اعتراض کردن ـ دسته جمعی فکر کردن و ..... می باشد ـ پس شخص به واسطه ان جمع معنا و مفهوم می یابد. حال دوباره به عکس نگاه کنید در این میان دختر خانمی که در این جمع حضور دارد بر خلاف سایر همراهان که فارغ از خود بدنبال جمع روان هستند او در خلاف جهت دیگران ایستاده و لحظه ای درنگ کرده است .همین درنگ و نگاه به جهتی مخالف جهت تفکر جمعی حاکم در ان جمعیت او را متمایز کرده است. خوب بواسطه انچه که گفتم من از این عکس برداشت تفکر متفاوت را استنباط کردم و یک نظر کاملآ شخصی است و ممکن که افراد دیگر با ان موافق نباشند و نظر دیگری داشته باشند که همه انها ارزشمند است.۲ـ یک برداشت دیگه می تواند مخاطب قرار دادن بینندگان و دعوت انها جهت همصدایی و هم نوا شدن با پیامی اعتراضی که این معترضان دارند باشد و اینکه شما هم به میدان بیایید و تماشا گر صرف نباشید(که شاید مدنظر عکاس محترم بوده باشد). ۳ـ ارائه نجابت و وقار سوژه عکس که یکی از دوستان خوب این وبلاگ یعنی "یاس" به ان اشاره کرده بودند و بواسطه زیبایی سوژه که خود شما هم اشاره نمودید موجب توجه ناخود اگاه به حجاب و بخصوص نوع پوشش ان دختر خانم ـ یعنی چادر می شود. ۴ـ یک نکته دیگر هم که به ذهنم رسید وقتی عکس را دیدم استفاده ابزاری از زن بود !! ۵ ـ فضا خیلی جدی شد ! اگه یک کم عوضش کنیم بد نیست ـ بعضی ها هم با دیدن این عکس یاد ترانه معروف  "مشکی رنگه عشقه می افتند! " به هر حال امیدوارم منظورم را خوب رسانده باشم. از نظر دوستانی هم که لطف دارند و با نظراتشون من را یاری می دهند سپاسگذارم.

+ نوشته شده توسط ارمان در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 22:43 |
  

امروز اول مهر بود با اینکه دیگه دوره مدرسه رفتن انچنانی من مدتها است که به پایان رسیده اما همیشه با فرا رسیدن این روزها مخصوصآ اول مهرماه که می شود من یک حال و هوای دیگه دارم(شما چطور ؟ امروز یکجور دیگه نبودید؟ ) ـ نمیدانم شاید این یادگاری از گذشته باشد که همراه ما است چرا که سالهای طولانی از عمر را در چنین روزی با هیجان مربوط به خودش شروع کردیم ـ بعضی وقتها در خواب می بینم که باید تا چند ساعت دیگر امتحان بدهم اما هنوز مطالب درسیم را جمع جور نکردم و صد البته حول و اضطرابی که ادم در ان مواقع دارد و یکباره از خواب میپری !! این اول مهر هم بهانه ای شد تا به روزگار کودکی بروم و خاطره های شیرین و غیر شیرین انروزها را مرور کنم ـ خوب بگذریم ـ راستش داشتم دنبال یک عکس برای اول مهر جهت قسمت عکسهای روز وبلاگ می گشتم که چشمم به عکسهای تظاهرات خواهران بسیجی علیه سخنان پاپ در مقابل سفارت واتیکان افتاد.در این میان عکس فوق توجهم را جلب کرد ـ در نگاه اول به نظر نمی اید که این عکس تظاهرات باشد اما عکاس محترم( اقای امامی) در یک لحظه وقتی این دختر خانم زیبا و همچنین چادری به عقب برگشته تصویر ایشان را شکار کرده است .منم هم حیفم امد که شما را از دیدن این عکس قشنگ محروم کنم ـ خوب به عکس نگاه کنید ـ کلی حرف در این عکس نهفته است ـ مطمئنآ هرکسی یک برداشتی دارد ؟  پس بجای عکس مربوط به اول مهر انرا برای بخش عکسهای روز انتخاب کردم.

+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 22:2 |
+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 21:31 |
+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 15:21 |
 

 

 

+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 14:43 |
 

  دختران ایرانی اماده عملیات انتحاری در تهران (عکس بالا و پایین)

 

 

 دختران اسرائیلی در حال نامه نگاری بر روی گلوله های توپ برای چریکهای حزب الله

 

+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 و ساعت 19:46 |
   دیروز....

            

   امروز....

                         

+ نوشته شده توسط ارمان در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 22:18 |
   

تا چند روز پیش مردم لبنان در صلح و ارامش در حال گذران زندگی خود بودند اما ماجراجویی ماجراجویان و دستهای پنهان بحران افرینان این ارامش را تباه کرد.

+ نوشته شده توسط ارمان در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 17:35 |
جام جهانی پس از یک ماه با قهرمانی ایتالیا به پایان رسید برای اینکه ما هم در اختتامیه ان سهمی داشته باشیم عکس روز را با کمی تاخیر به این موضوع اختصاص میدم. راستی عکس دوم فقط از لج سانسورچی ها گذاشتم!!

   

                              

                         

                   

+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 و ساعت 11:48 |
 
+ نوشته شده توسط ارمان در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 21:44 |
       

                    نمایشگاه عکسهای ورزشی پارک ملت(خبرگزاری فارس)
+ نوشته شده توسط ارمان در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 20:7 |
 

این عکس مربوط به اخرین بازی ایران در جام جهانی ۲۰۰۶ المان است.سمت چپ عکس دختر خانم ایرانی است که پرچم ایران را از وسط بریده و صورت خود را درون ان قرار داده است و سمت راست دختر خانمی از انگولا که مشغول تشویق تیم کشورشان است.

+ نوشته شده توسط ارمان در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 23:30 |